حکمت اول

 

برخورد با فتنه ها

 

 

وقال: «كنْ فِى الْفِتْنَةِ كابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب».

و فرمود: «در فتنه مانند بچه شتر باش؛ نه پشتى دارد تا مركبش كنند و نه پستانى دارد كه دوشيده شود».

 

 

شـر ح

 

معناى فتنه

واژه فتنه داراى دو معناى لغوى و اصطلاحى است كه ما به دليل حساسيت موضوع
به اختصار به هر دو مى پردازيم.

 

معناى لغوى

«فتنه» در زبان عربى معانى گوناگون دارد كه عبارت‏اند از: ابتلا و امتحان،[1] اختبار،[2]

گمراهى، اختلاف كردن مردم در رأى و تدبير،
[3] مرض، مال، ثروت، فرزند
و عذاب.
[4]

ريشه آن از ماده «فتن» است، به معناى گذاشتن طلا در كوره و ذوب كردن
آن براى جدا كردن ناخالصى‏هاى آن.
[5] اين لغت در فارسى نيز به همين معانى
استعمال مى‏شود.
[6]

 

انواع فتنه

فتنه گاهى جنبه فردى دارد و گاهى جنبه اجتماعى.

 

1. رفتنه فردى

اكثر مردم دنيا هر لحظه در معرض امتحان و آزمون الهى قرار مى‏گيرند و اين امر
براى كسى مهم است كه خود را همواره در حال آزمون‏هاى خداوند ببيند. فقط
افرادى توانايى دارند خود را همواره در امتحان الهى مشاهده كنند كه اهل دورى از
گناه و معصيت باشند. اين شخص تمام انرژى خود را ذخيره مى‏كند تا بدون اشتباه،
به امتحان الهى پاسخ صحيح بدهد. او از تمام توان خود استفاده مى‏كند تا به گناه و
معصيت آلوده نگردد. در قرآن مجيد وعده هدايت و يارى اين انسانها از طرف
وجود مقدس خداوند متعال داده شده است. پرداختن به همه آياتى كه درباره اين
امر بسيار حياتى است؛ سخن را به درازا مى‏كشاند، ولى براى تيمن و تبرك به ذكر
يك آيه و ترجمه آن بسنده مى‏كنيم:

«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَـنَا وَإنَّ اللّه‏َ لَمَعَ المُحْسِنِينَ»؛[7]

كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‏هاى خويش هدايتشان مى‏كنيم و خدا بانيكوكاران است.

آزمون‏هاى دنيوى لازمه حيات و زندگانى انسان و باعث رشد و بالندگى و
شكوفايى اوست. بنابراين درخواست كسانى كه از خداوند مى‏خواهند امتحان و
آزمايش از آنها برداشته شود، پذيرفتنى نيست؛ زيرا هدف از زندگى دنيوى،
بهره‏گيرى از مقام رفيع انسانيت است.

 

2. فتنه اجتماعى

اين فتنه را مى‏توان به موج دريا تشبيه كرد. كسى كه در كناره دريا نزديك صخره‏هاى
ساحل شنا مى‏كند، بايد مراقب موج عظيمى كه به سوى او مى‏آيد، باشد تا بتواند به
موقع عكس‏العمل لازم را در مقابل آن داشته باشد و امواج سهمگين، او را به
صخره‏ها نكوبند و نابود نگردد.

ويژگى فتنه‏ها اين است كه وقتى كه رو مى‏آورند، باطل را شبيه حق نشان
مى‏دهند و وقتى مى‏روند، آگاه مى‏سازند و حق را از باطل مشخص مى‏كنند.
همچنين بايد دانست كه فتنه‏ها ناشناخته‏اند و مردم نمى‏دانند كه در آن قرار گرفته‏اند،
اما وقتى كه فتنه‏ها برمى‏گردند تا بروند، مردم تازه مى‏فهمند كه در فتنه غوطهور
بوده‏اند. اين فتنه‏ها مانند بادهاى سهمگين و طوفان‏هاى ويرانگرند كه با هر جا
برخورد كنند، نابسامانى ايجاد مى‏كنند.

در فتنه‏هاى فردى، فضا غبارآلود نيست، اما فتنه اجتماعى بر عكس آن است و
فضا غبارآلود است. فرق ديگر فتنه فردى و اجتماعى اين است كه در فتنه فردى،
حق مشتبه نيست، امّا در فتنه اجتماعى حق مشتبه است. اگر كسى اندك اطلاعيراز
احكام شرعى داشته باشد، مى‏داند چه كارى حرام است و چه كارى واجب، حتى
كسى كه گناه مى‏كند، مى‏داند اشتباه مى‏كند.

 

فتنه در قرآن

واژه فتنه در قرآن كريم معانى مختلفى دارد كه در ادامه به اين معانى مى‏پردازيم:

 

1. فتنه كفر

در تعبير قرآنى، فتنه بر كفر اطلاق شده است:

«لَقَدْ ابْتَغَوِا الفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الاُمُورَ حَتَّى جَاءَ الحَقُّ وَظَهَرَ أمْرُ اللّه‏ِ وَهُمْكَارِهُونَ»؛[8]

پيش از اين هم فتنه‏گرى مى‏كردند و كارها را براى تو واژگونه جلوه مى‏دادند، تا آنگاهكه حق آمد و فرمان خداوند آشكار شد؛ در حالى كه از آن كراهت داشتند.

در اين آيه شريفه خداوند به طور آشكار از كفر فتنه‏گران ياد مى‏كند و آن را بازگو
مى‏فرمايد.

 

2. فتنه عذاب

گاهى قرآن كريم دچار شدن به عذاب را فتنه دانسته است:

«يَوْمَ هُمْ عَلى النَّارِ يفْتَنُون»؛[9]

روزى است كه بر آتش عذابشان مى‏كنند.


 

3. فتنه محبت مال و فرزند

در آيه شريفه زير خداوند دوست داشتن فرزندان را مايه فتنه و آزمايش
انسان‏ها مى‏داند:

«إنَّمَا أمْوَالُكُمْ وَأوْلادُ كُمْ فِتْنَةٌ وَاللّه‏َ عِنْدَهُ أجْرٌ عَظِيمٌ»؛[10]

جز اين نيست كه اموال و اولاد شما آزمايشى هستند و حال آنكه مزد فراوان نزد خداست.

 

4. فتنه بيمارى

فتنه در آيه ديگرى به مفهوم ديگرى به كار رفته است:

«أوَ لا يَرَوْنَ أ نَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِى كُلِّ عَامٍ مَرَّةً أوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لا يَتُوبُونَ وَلا هُمْ يَذَّكَّرُونَ»؛[11]

آيا نمى‏بينند كه در هر سال يك يا دو بار مورد آزمايش واقع مى‏شوند؟ ولى نه توبهمى‏كنند و نه پند مى‏گيرند.

همان‏طور كه بيان شد، فتنه معانى مختلفى دارد كه معناى مشترك آنها، گداخته
شدن به منظور جدا شدن خوب از بد است.

حضرت اميرالمؤمنين على عليه‏السلاممى‏فرمايند: در هنگام فتنه و آشوب همچون (ابن
لَبُون) باش؛ نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى كه شيرش را بدوشند: چنان
زى كه در تو طمع نبندند.

«ابن لبون» به بچه شتر نرى گفته مى‏شود كه دو سال آن كامل گرديده و وارد سال
سوم عمر خود شده باشد. چون بچه شتر در اين حالت هنوز شيرخوار است، به آن
«ابن لبون» گفته مى‏شود. بچه شتر دوساله قدرت سوارى دادن ندارد و از طرف
ديگر، چون ماده نيست، و پستان ندارد تا بتوان از شير آن بهرهبردارى كرد. بنابراين
بچه شتر در اين سن و سال هيچ‏گونه سودى نمى‏رساند. از اين رو حضرت
فرمودند: در مواقعى كه فتنه جامعه را فرا مى‏گيرد، جورى عمل كنيد كه به سود
فتنه‏گران تمام نشود و نتوانند از شما سوء استفاده كنند. در نزاع بين حق و باطل نيز
بايد از كمك به فتنه‏گران دورى جست و بايد به گونه‏اى بود كه آنان را از رسيدن به
اهداف شومشان محروم ساخت.

در اينجا امر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام، به معناى امر به انزوا طلبى، استراحت،
سستى و غافل ماندن از حوادث نيست، بلكه مقصود، هوشمندى در برابر فتنه و
پرهيز ازكمك به فتنه‏گران است. در حقيقت آن حضرت امر به تمسك به حق و اهل
آن در تمام ماجراها كرده‏اند، نه آنكه مسلمانان را به گوشه‏گيرى و سستى فرا
بخوانند، بلكه مى‏فرمايند در زمان فتنه، گمنام باشيد و خود را ناتوان نشان دهيد
تا جان و مالتان در راه كمك به ستمگران و متجاوزان مصرف نشود و آنان از شما
در فتنه و آشوب استفاده نكنند؛ همانطور كه بچه شتر دو ساله، نه بار مى‏برد و نه
شير مى‏دهد.

گاهى يكى از دو طرف دعوا، حق است. اين از موضوع بحث خارج است. بحث
در جايى است كه هر دو طرف باطل است؛ مثل جنگ بين بنى مروان و بنى‏اميه و
بنى عباس. حضرت اميرالمؤمنين على
عليه‏السلام مى‏فرمايد: تو در اين مواقع كنار برو و
جزء اينها نباش. حضرت امام صادق
عليه‏السلام نيز چنين كرد. بنى عباس به اسم طرف‏دارى
از امام حسين
عليه‏السلام قيام كردند؛ درحالى كه واقعيت اين‏گونه نبود و در واقع اينها
مى‏خواستند حكومت را به دست بياورند، ولى به بهانه طرف‏دارى از امام
حسين
عليه‏السلام. امام صادق عليه‏السلام نه جزء اينها بود و نه جزء بنى‏اميه. بنى‏اميه در حال از بين
رفتن بود و بنى‏عباس در حال جان گرفتن و روى كار آمدن. اين دو طايفه درگير
شدند. هر يك ديگرى را تضعيف مى‏كرد. حضرت امام صادق
عليه‏السلام به اين نتيجه
رسيد كه بايد بنشيند و طرف هيچ‏كدام را نگيرد، بلكه كارى كرد كه فقه، اصول، علوم
قرآن و حديث گسترش يافت و شاگردان بسيارى در رشته‏هاى مختلف تربيت كرد
و از آن حضرت به نقل حديث مى‏پرداختند. آن حضرت همين كارى را كه
اميرالمؤمنين
عليه‏السلام دستور داد، اجرا كرد.



[1] . مجمع البحرين، ج5، ص291.

[2] . اقرب الموارد، ج2، ص901.

 

[3] . فرهنگ جامع، ج3 ـ 4، ص1140.

[4] . فرهنگ بندر ريگى، ج2، ص1526.

[5] . اقرب الموارد، ج2، ص901 ـ 902؛ مفردات نهج البلاغه، ج2، ص801؛ فرهنگ بندر ريگى، ج2، ص1525.

[6] . فرهنگ معين، ج2، ص2485؛ فرهنگ عميد، ج2، ص755.

[7] . سوره عنكبوت، آيه 69.

[8] . سوره توبه، آيه 48.

[9] . سوره ذاريات، آيه 13.

[10] . سوره تغابن، آيه 15.

[11] . سوره توبه، آيه 126.


اوقات شرعی

استخاره

جهت استفتاء با شماره تلفن 02536608068 یک ساعت به ظهر افق تهران تماس حاصل فرمایید.
برای استخاره لطفا با شماره 02536608068 نیم ساعت بعد از اذان ظهر به افق تهران، تماس حاصل فرمایید.

لینکستان